X
تبلیغات
نماشا
رایتل
تلنــگر

امروز:
آدرس آی پی:
سیستم عامل:
نسخه: بیت
اندازه تصویر:
نسخه موبایل اضافه به علاقمندی ها خوراک فید

معرفی کتاب: 
طوبای کربــلا

قسمت اول     قسمت دوم    

تبلیغات

نصایح دلنشین

آیت الله مجتهدی تهرانی (ره)

دانـلود نـوای نصـایح ارزشمنـد و دلنشیـن آیت الله مجتهدی (ره)

حجم: 1.65 MB زمان پخش : 00:07:05

دانلود از لینک مستقیم
دانلود از لینک کمکــی

این فایل صوتی با انتخاب نواهای پس زمینه هماهنگ با نصایح ایشان بسیار تأثیر گذار می باشد. پیشنهاد می کنیم حتماً این "تلنگر" را دانلود بفرمایید. التماس دعا

اطلاع رسانی


همایش هجوم خاموش


کسب اطلاعات بیشتر





اولین نشریه الکترونیکی ساوه
سانای 16 منتشر شد!



از روزیکه شنیدم دربین ماهستی، به همه سلام میکنم! السلام علیک یااباصالح المهدی یاصاحب الزمان (عج) به وبگاه تلنگر خوش آمدید                                     ::. خوشا به حال زمان که صاحبش تویی..!! .::              اگر مقصد پرواز است.. قفس ویران بهتر! پرستویی که مقصد را در کوچ می بیند از ویرانی لانه اش نمی هراسد.
عشق چه زیباست اگر مهر تو باور باشد       صبر قشنگ است اگر دست تو یاور باشد
صد جمعه گذشت و عمر من پرپر گشت       کـاش این جمعـه دگـر جمعـه آخر بـاشد

نویسنده: تلنــگر | موضوع : @totalCount
بازدید :  مرتبه

(آیت الله بهبهانی) مرحوم آیت الله محمد باقر وحید بهبهانی رحمه الله علیه فرمود:

اوایلی که به کربلای معلی وارد شدم، روی منبر، مردم را موعظه می­کردم. یک روز حدیث شریفی که در کتاب «خرائج راوندی» نقل شده است، لابه لای صحبت­ها بر زبانم جاری شد؛ مضمون حدیث این است: «زیاد نگویید که چرا امام زمان علیه السلام ظهور نمی­کنند چون شما طاقت معاشرت با ایشان را ندارید؛ زیرا لباس حضرت خشن و درشت و خوراک ایشان نان جو است‌»، آنگاه گفتم: از الطاف الهی نسبت به ما غیبت حضرت صاحب الزمان علیه السلام است چون ما طاقت اطاعت ایشان را نداریم.

اهل مجلس به یکدیگر نگاهی می­انداختند و شروع به نجوا کردند و می­گفتند: این مرد راضی نیست امام زمان علیه السلام ظهور کند تا مبادا ریاست از دستش برود. به حدی زمزمه در بین مردم افتاد که من ترسیدم، لذا به سرعت از منبر فرود آمدم و به خانه رفتم و در را بستم. بعد از ساعتی در خانه را زدند، پشت در آمدم و گفتم: کیستی؟ گفت: فلانی، همان کسی که سجاده بردار تو هست! پس در را گشودم، او سجاده را از همان جا به حیاط خانه پرت کرد و گفت: ای مرتد! سجاده­ات را بردار؛ در این مدت بیخودی به تو اقتدا کردیم و عبادات خود را باطل انجام دادیم. من سجاده را برداشتم و او هم رفت و از ترسی که داشتم در را محکم بستم و متحیر نشستم.

 پاسی از شب گذشت.. ناگاه صدای در منزل بلند شد، من با وحشت هرچه تمام تر پشت در رفتم و گفتم: کیستی؟ دیدم همان سجاده بردار است که با معذرت خواهی و اظهار عجز و بیچارگی آمده و مرا قسم می­دهد که در را باز کنم، اما من از ترس در را باز نمی­کردم. آنقدر قسم خورد و اظهار عجز نمود که به راستی و صداقتش یقین کردم و در را گشودم. ناگاه خودش را روی پاهای من انداخت و آن­ها را می­بوسید. به او گفتم: ای مسلمان! آن سجاده آوردن و مرتد گفتن تو به من چه بود و این پا بوسیدنت چیست؟!

گفت: مرا سرزنش مکن، هنگامی که از نزد شما رفتم و نماز مغرب و عشاء را بجا آوردم و خوابیدم در عالم رویا دیدم حضرت صاحب الزمان علیه السلام ظهور فرموده­اند. خدمت ایشان مشرف شدم. حضرت به من فرمودند: فلانی عبای تو از اموال فلان شخص است و تو ندانسته آن را از دیگری گرفته­ای حال باید آن را به صاحبش بدهی. من عبا را به صاحب اصلیش دادم. سپس فرمودند: قبایت نیز مربوط به فلان شخص است و تو آن را از دیگری خریده­ای باید این را هم  به صاحب اولش برگردانی و همین طور همه لباس­هایم را دستور دادند به مردم بدهم. بعد نوبت به خانه و ظروف و فرش­ها و چهارپایان و زمین­ها و سایر چیزها رسید و برای هر یک مالکی معین کردند و به او رد نمودند سپس فرمودند: همسری که داری خواهر رضاعی توست و تو ندانسته با او ازدواج کرده­ای، باید او را هم به خانواده­اش رد کنی. این کار را هم کردم. من پسری به نام قاسم علی دارم ناگاه در این اثنا همان جا پیدا شد و همین که نظر حضرت بر او افتاد فرمودند: «این پسر هم از این زن متولد شده است و فرزند حرام می­باشد، این شمشیر را بردار و گردنش را بزن». در این جا من غضبناک شدم و گفتم که به خدا قسم تو سید نیستی و از ذریه پیغمبر نمی­باشی چه رسد به این که صاحب الزمان باشی! همین که این سخن را گفتم از خواب بیدار شدم و فهمیدم ما طاقت اطاعت و فرمان برداری از آن حضرت را نداریم و صدق فرمایش جنابعالی بر من معلوم شد و از عمل خویش نادم و از گفته­ام پشیمانم، مرا عفو بفرمایید.

بر گرفته از کتاب پرسش­های علما و مردم و پاسخ­های امام زمان علیه السلام- ص ۸۰

دوستان عزیز متن بالا تلنگری است برای اینکه آمادگی برای ظهور پیدا کنیم! امیدواریم برداشت ناصحیحی از عنوان و متن صورت نگیرد!!!



 

تبلیغات

تبلیغات

http://acc.aftab.cc/img/savehsara_ads.png