اولین نشریه الکترونیکی ساوه (سانا) بعد از استقبال کاربران از اولین دوره از مسابقات عکاسی خود که در بهار و با محوریت عید نوروز و طبیعت بهاری ساوه برگزار شد در نظر دارد، همزمان با ماه شعبان و فرارسیدن ماه مبارک رمضان، با بهره گیری از زبان هنر در به تصویر کشیدن فرهنگ والای اسلامی و نشان دادن زیباترین شکل خلوص در عبادت، برای رهائی از قید و بندهای دنیوی، دومین مسابقه خود را با محوریت رمضان درسال 1391 و با عنوان " ماه خدا " برگزار کند:
- شرکت برای عموم آزاد است .
- استفاده از هر گونه دوربین آنالوگ و دیجیتال حتی گوشیهای موبایل بلا مانع است.
- ارسال عکسهای آرشیوی مورد پذیرش است.
نگاه تصویری و خلاقانه به دعا و نیایش، رمضان، افطار و سحر- رمضان، شبهای قدر و احیاء، رمضان و نماز عید فطر
هر سوژهای از عکاس مرتبط با رمضان مورد پذیرش است.
آثار خود را میتوانید از طریق آدرس الکترونیکی savehsara@info.ir به همراه مشخصات کامل خود و با عنوان مسابقه ماه خدا ارسال نمایید.
عکاسان مسابقه و کاربران ساوهسرا
پایان ماه مبارک رمضان سال ۱۳۹۱ مصادف با رمضان ۱۴۳۳
به ۳ اثر برگزیده هدایای ویژه از طرف مدیریت ساوهسرا اهدا خواهد شد، همچنین آثار ارسالی در قالب گالری تصاویر سانا به نمایش در خواهد آمد. منتظر آثار زیبای شما هستیم.
می خواستم که وقف تو باشم تمام عمر
دلم واقعا گرفته
شاید شروع این حال از یه هفته پیش درست یه همچین روزی بود.. روز میلاد امام زمان (عج)...
تو خیابونا پر شده بود از بوی اسپند و ایستگاههایی که شیرینی و شربت میدادن.. مجالس شادی و مولودی خوانی هم که تا دلتون بخواد... همه یه ذوق و شوقی داشتند! اما ذربینم رو که به دست گرفتم چیزای دیگهای دیدم!!!
در جایگاهی نیستم که بخوام قضاوت سطحی و ظاهری بکنم... خودم حسابی نقطه ضعف دارم.. اما تو کتابا و سخنان بزرگان یه چیزایی راجب به منتظرای واقعی خوندم و میدونم. به قولی "از کوزه برون همان تراود که در اوست"
خلاصه ذربین رو برداشتیم تا ببینم تو این روز که انقدر به انجام اعمال بزرگی سفارش شده، کی عامل به عمل هست.
تردد آدما.. حمله به سمت ایستگاههایی که شربت میدن... بوق ممتد ماشینها که تو ترافیک خیابون، پشت صف شربت دادن موندن و انتظار رفتن میکشن... هُل دادنا تو صف بستنی.. (خوب هوا گرمه)! نوع پوششها هم که بیییییییییییب! یه رقابت سالمی هم که جدیداً تو شهر ما بین هیئات مذهبی به وجود آمده اینه که فلان مداح کشوری رو زودتر از جاهای دیگه دعوت کنن که مجلسشون پر رونق تر باشه... خوب حتماً اینطوری نیت مردم برای رفتن به مجلس خالصتر میشه.
البته می دونین ما اصلاً تو شهرمون مداح نداریم که!!!
خلاصه آخر شب که داشتم بر میگشتم خونه تو آرامش و سکوتی که تو شب حکم فرماست.. صدای متناوب خش و خشی رو شنیدم.. دیدم یه رفتگری که تو صورتش صمیمیت موج میزد داره لیوانای یه بار مصرفی که سرتاسر کف خیابون رو پوشونده جارو میکنه..
خسته نباشید سلامت باشی جوون
میدونین رفقا ما اول باید به خودمون تلنگر بزنیم... تو ادامه مطلب مجلس خصوصیه...
ادامه مطلب ...